۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

سرمقاله 5 : روزنامه ابتکار سیستان و بلوچستان ‌دوشنبه 23 فروردین 1389

اخلاق ؛ گشت نمي‌خواهد
امروز كه از خيابان دانشگاه مي‌گذشتم ، چشمم به گشت امنيت اخلاقي افتاد كه ظاهراً قرار است با افرادي كه امنيت اخلاقي جامعه را برهم مي‌زنند ، برخورد كند.
وجود چنين گشتي ، اگرچه از جهاتي لازم و ضروري است و حداقل ، احساس امنيت اجتماعي را در ميان خانواده‌ها اندكي بيشتر مي‌كند ، اما ، اخلاق مقوله‌اي است كه در ذات خود نيازي به گشت و برخورد فيزيكي ندارد . وجود گشت امنيت اخلاقي نه فقط هزينه‌اي را به دولت و مردم تحميل مي‌كند ، بلكه وقت نيروهايي را كه مي‌توانند در جامعه منشأ خدمات مفيدتري باشند نيز تلف خواهد كرد . و از سويي نيز افرادي كه حريم‌هاي امنيت اخلاقي جامعه را زيرپا مي‌گذارندپس از آزادي ، ممكن است به تكرار اعمال و رفتار خود بپردازند .
در كليه اديان آسماني و فلسفي برمسئله اخلاق انساني و اهميت آن در شكل‌گيري شخصيت انسان تاكيد شده است . بويژه دين مبين اسلام براي اين موضوع بيش از اديان ديگر اهميت قائل شده و به ابعاد مختلف آن در قرآن نيز پرداخته شده است .
حال بايد با توجه به تاكيدات قرآني و تعاليم پيشوايان ديني اسلام ، ريشه برخي نابسامانيهاي اخلاقي در جامعه توسط كارشناسان امر بررسي شود تا بدانيم كه چرا با وجود هزينه‌هاي بسيار زيادي كه صرف تبليغات و امور مذهبي در جامعه اسلامي مي‌شود ، بازهم در عمل مشكلاتي وجود دارد كه گاه نياز به گشت ويژه و اختصاصي پيدا مي‌كند و چاره‌اي جز برخورد فيزيكي و قهري باقي نمي‌ماند .
اینکه كدام نهاد و كدام قشر در انجام وظايف خود قصور كرده است كه امروز با وجود فراهم بودن همه ابزارها ، باز هم به مسئله اخلاق دركار و زندگي ما توجه چنداني نمي‌شود ، اگرچه موضوعي مهم است كه بايد به آن پرداخته شود و به نوعي اين قصور متوجه همه آحاد جامعه مي‌شود ، اما مهم‌تر آن است كه چه بايد كرد تا اخلاق اسلامي در جامعه به گونه‌اي نهادينه شود كه به صورت يك فرهنگ و عرف اجتماعي دربيايد . و يا بهتر بگويم اين فرهنگ بارديگر احيا شود ، زيرا در قاموس ملي و ديني ما وجود داشته و دارد ، اما متاسفانه امروز ، كمرنگ شده است .
فرهنگ‌سازي اخلاق ، وظيفه يك قشر يا نهاد خاصي نيست ، بلكه همه ما در برابر اخلاق و رفتار خود مسئول هستيم و اگر هر يك از ما به تنهايي ضعفها و معايب خود را ببينيم و آنها را برطرف كنيم ، آثار آن در كل جامعه مشاهده مي‌شود‌.
بسيار ديده‌ام كه پدري از اينكه فرزندش ، همكلاسي يا دوست خود را كتك زده و يا برسر همسايه داد كشيده است ، به خود مي‌بالد كه فرزند بزن‌بهادر و توانمندي دارد ، اما از آثار سوء عدم تربيت فرزند خود در جامعه و مشكلاتي كه براي خود يا ديگران بوجود مي‌آورد غافل است .
همين غفلتهاست كه باعث مي‌شود عده‌اي جوان سر به هوا نيمه‌هاي شب با چندين اتومبيل در خيابانها بوق بزنند و عربده بكشند و آرامش مردم را سلب كنند .
كمتر روزي است كه خبري درباره قتل و مجروح شدن عده‌اي براثر نزاعهاي دسته جمعي و يا دعواهاي بي‌مورد نشنوم‌. اگر پدر و مادر و متوليان فرهنگ و آموزش و مبلغان ديني ، به وظايف خود در قبال تربيت اخلاقي افرد از سنين كودكي اهتمام جدي‌تري نشان بدهند ، كودك امروز هرگز به مزاحم ، قاتل و عنصر نامطلوب فردا تبديل نخواهد شد .

0 نظرات:

ارسال یک نظر